تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

73

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

فصل سوم هرمزد پس از شاپور ، پسر اردشير و نبيرهء پابك ، پسرش هرمزد « 1 » به پادشاهى رسيد و او را بىباك « 2 » گفتندى . هرمزد در تن و پيكر به اردشير همىمانست و اگرچه در رأى و

--> ( 1 ) - دربارهء اشكال مختلف اين نام رجوع شود به كارنامك ص 67 ، عرب‌ها هرمز تلفظ مىكنند . ( 2 ) - در متن عربى « الجرئ » و در منابع ديگر « البطل » آمده است . ميرخوند اين كلمه را به « دلير » ترجمه كرده است و ممكن است تصادفا لقب اصلى هرمزد هم همين باشد اگرچه قطعى نيست . در مفاتيح العلوم ( نسخهء ليدن 514 ورق b 32 ) « البطل » آمده است و بيرونى نيز ( ص 121 ) چنين دارد ، در صورتى كه مجمل التواريخ ( چاپ طهران ص 418 ) آن را به مردانه ترجمه كرده است . ظاهرا فهرست القابى كه مفاتيح العلوم به دست مىدهد هم متضمّن روايات درست است و هم شامل بعضى مجعولات . به طور كلّى من از ذكر آن خوددارى خواهم كرد . من در كارنامك ( ص 69 ) حدس زده‌ام كه هرمزد اين لقب را در جنگهائى كه پدرش با روميان داشت ، به دست آورده است و شايد او همان باشد كه روميان Oromastes ( در متن Odomastes ) خوانده‌اند ( تربليوس ، جباران سىگانه فصل 2 ) .